تبلیغات شما اینجا
بستن تبلیغات [X]
راه های پیدا شدن
بی پروا نوشت

در راستای پست پیش . . .

دیروز یک طوری شد که مجبور شدم چیزکی بپزم. بعد از مدتی بالغ بر یک ماه کمترک که اجاق خانه فقط به مناسبت جوشاندن آب روشن شده بود سرانجام یک وعده کوکوی مرغ پختم.

رفته ام از سوپری سرکوچه فویل بخرم تا ساندویچ های مرغ را مثل ساندویچ های جذاب لاله ضد ضربه کنم که متاسفانه اصلا فویل نازک پیدا نکردم. فویل های خیلی زخمیم تری داشت که مجبور شدم بیخیالش بشوم و ساندویچ های را تو کاغذ الگو بپیچم!

چی داشتم می گفتم؟! آها! آشپزی! پیدا شدن!

دیروز وسط چاقو و رنده و ماهی تابه حس می کردم چقدر کارهای است شکلی آدم را وصل میکند به زندگی، الان که دارم می نویسم فکر کنم میز چیدن هم آدم را پیدا میکند.

حتا وقتی در دو دقیقه وقت اضافه ای که داشتم شال ها و روسری ها را تا کردم و کمی کشو های کمد را کمی مرتب کردم فکر کردم این هم یک راه پیدا شدن باشد!

حس میکنم خانه به شدت چرک شده است و به شدت نیازمند یک سابش عمیق و اصولی است. این یکی را نمی دانم راه پیدا شدن هست یا نه اما می دانم راه خوب شدن حال آدم هست که چون خیلی کار دارد فعلا هرکاری میکنم تا فراموشش کنم!

راستی این روزها یک سریال باحال می بینم. سریال پر کششی است و آدم هی دلش می خواهد بیشترش را ببیند و من نمی دانم سریال دیدن یک راه گم شدن است یا پیدا شدن! هر چه هست این روزها جواب می دهد و تنها غصه ام از الان این است که وقتی تموم شد چی ببینم!!!


پ.ن:

1- Game of throne رو می بینم!

2-از محیا خیلی وقت پیش نوشته بودم نمی دانم که یادتان هست یا نه، همان دوست بچه گی هایم که . . . دارد عروس می شود! و یکی از کارهای معوقه ی این روزها همین است که دو تایی دعوتشان کنم !





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 294 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 10658
  • بازدید امروز :7
  • بازدید دیروز : 0
  • بازدید این هفته : 7
  • بازدید این ماه : 82
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 12
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه